ساعت ۴:۴۵ دقیقه بود و کیهاننورد بیباک باید به موقع به ایستگاه پرتاب سفینه به سمت ماه میرسید؛ قرار بود رأس ساعت ۵ شمارش معکوس شروع شود ولی او هنوز در ترافیک شهر بود و در حال حرص خوردن!
بالاخره با تأخیر نسبتاً زیادی رسید و سریعاً به بخش پرتاب منتقل شد. شمارش معکوس و بعدش هم پیش به سوی ماه!
در کل مسیر نگران بود شاید به موقع به ماه نرسد، برای همین سرعت فضاپیما را بیشتر کرد. از برج کنترل که متوجه تغییر غیرعادی سرعت او شده بودند با او تماس برقرار کردند. اما او هشدارهایشان را جدی نگرفت و به راه خودش ادامه داد. بماند که در مسیر چندین بار نزدیک بود به زبالههای فضایی رها شده برخورد کند ولی خوب به خیر گذشت.
نزدیکهای ماه که رسید باز هم هشدارهای برج مراقبت بیشتر و بیشتر شد، اما او که به خودش خیلی اطمینان داشت باز هم آنها را جدی نگرفت. تقریبا در فاصله ۱۰ کیلومتری ماه بود که تصمیم گرفت سرعتش را کم کند. اما چشمتان روز بد نبیند. ترمز اصلا کار نمیکرد! او مجبور شد چند دور اضافه دور ماه بزند تا سرعتش کمتر و کمتر شود ولی در نهایت در آخرین لحظه هم برخورد سختی با سطح ماه داشت و شانس با او یار بود که از این حادثه جان سالم به درد برد.
تصویر لحظهای که از سفینه خارج شد و از فرط خستگی همانجا روی ماه ولو شد را میبینید:

تصویری از حالِ نزارِ کیهاننورد بیباک
نتیجه اخلاقی این خاطره: دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است!
نظرات
در زمینهی انتشار نظرات مخاطبان، رعایت برخی موارد ضروری است:
-- لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
-- «فضانما» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
-- «فضانما» از انتشار نظراتی که در آنها رعایت ادب نشده باشد معذور است.
-- نظرات، پس از تأیید مدیر منتشر میشوند.
بیچاره چه ولووووووووووووووو شده.
عالییی بود داستانش